فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۴۵۷۷۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۹-۰۸-۱۳۸۹
کد ۱۴۵۷۷۷
انتشار: ۱۱:۰۵ - ۲۹-۰۸-۱۳۸۹

وعده

پادشاهى در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیرى را دید که با لباسى اندک در سرما نگهبانى مى‌داد.

از او پرسید: آیا سردت نیست؟

نگهبان پیر گفت: چرا اى پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

پادشاه گفت:من الان داخل قصر مى‌روم و مى‌گویم یکى از لباس‌هاى گرم مرا برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده‌اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالى قصر پیدا کردند، در حالى که در کنارش با خطى ناخوانا نوشته بود:

اى پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل مى‌کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاى درآورد!
برچسب ها: پادشاه ، وعده ، شب سرد
ارسال به دوستان
خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند «کوزۀ گنج هخامنشی» در زیر یک خانۀ باستانی پیدا شد(+عکس) «ملکه بستنی‌ها»؛ زنی که بستنی مدرن را متحول کرد آی‌خانم؛ شهری یونانی که دو هزار سال زیر خاک افغانستان پنهان ماند(+عکس) عجیب‌ترین شهرهای جهان؛ از روستایی در دل آتشفشان تا سکونتگاهی در ارتفاع ۵ هزار متری (+عکس) راز فعالیت شبانه سوسک‌ها؛ چرا شب‌ها و در تاریکی دیده می‌شوند؟ بزرگترین دریاچه‌های جهان که در «زیر زمین» پنهان شده‌اند(+عکس) ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی چگونه تلخی سبزی سرخ شده را بگیریم ؟ از قورمه سبزی و خورشت کرفس تا انواع کوکو دانشجوی تاریخی که «بانوی مرگ» لقب گرفت (+عکس) گنج سکه‌های «خلافت عباسی» در یک روستا در روسیه از زیر خاک بیرون آمد(+عکس) ۱۰ عملیات نظامی جسورانه که به فاجعه ختم شد روایتی متفاوت از زنان دوره قاجار! اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی