فیلم بیشتر »»
کد خبر ۳۴۱۴۲۶
تاریخ انتشار: ۱۹:۳۴ - ۲۸-۰۳-۱۳۹۳
کد ۳۴۱۴۲۶
انتشار: ۱۹:۳۴ - ۲۸-۰۳-۱۳۹۳

مرا بغل کن

 
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، دچار سر درد شدیدی شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى‌ حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى‌کرد براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.
زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان شوهرش گفت: «مرا بغل کن.»

زن پرسید: «چه کار کنم؟» و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند.

شوهرش با تعجب پرسید: «چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم.»
زن جواب داد: «دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.»

شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى «مرا بغل کن» چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.
برچسب ها: عشق ، بغل ، داستان کوتاه
ارسال به دوستان
خیانت زناشویی؛ مشکلی که کمتر کسی درباره آن حرف می‌زند «کوزۀ گنج هخامنشی» در زیر یک خانۀ باستانی پیدا شد(+عکس) «ملکه بستنی‌ها»؛ زنی که بستنی مدرن را متحول کرد آی‌خانم؛ شهری یونانی که دو هزار سال زیر خاک افغانستان پنهان ماند(+عکس) عجیب‌ترین شهرهای جهان؛ از روستایی در دل آتشفشان تا سکونتگاهی در ارتفاع ۵ هزار متری (+عکس) راز فعالیت شبانه سوسک‌ها؛ چرا شب‌ها و در تاریکی دیده می‌شوند؟ بزرگترین دریاچه‌های جهان که در «زیر زمین» پنهان شده‌اند(+عکس) ۹ حقیقت درباره داریوش بزرگ هخامنشی چگونه تلخی سبزی سرخ شده را بگیریم ؟ از قورمه سبزی و خورشت کرفس تا انواع کوکو دانشجوی تاریخی که «بانوی مرگ» لقب گرفت (+عکس) گنج سکه‌های «خلافت عباسی» در یک روستا در روسیه از زیر خاک بیرون آمد(+عکس) ۱۰ عملیات نظامی جسورانه که به فاجعه ختم شد روایتی متفاوت از زنان دوره قاجار! اگر مدتی است که دائم منتظر یک اتفاق بد هستید، این راهکارها کمک می‌کند رابطه مخفی میان الیزابت اول و امپراتوری عثمانی